السيد الطباطبائي

234

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

اكنون سؤال اين است : آيا حيوان نيز مانند انسان داراى توان « كلى سازى ذهنى » هست يا نه ؟ - ؟ هر كدام از دو طرف مسئله ، طرفدارانى دارد . بالاخره بى ترديد در اين ميان ، فرقى بين حيوان و انسان هست . ارسطوئيان از قديم ، اين فرق را با « فصل » تعيين كرده اند ، و فصل انسان را « نطق » دانسته اند ؛ يعنى فرق انسان با حيوان اين است كه نفس انسان ، ناطق است و نفس حيوانات ديگر ناطق نيست . و بدين سان فرق انسان و حيوان در چگونگى نفس مى باشد هر دو داراى نفس هستند اما اين نفس در انسان و در حيوان متفاوت است . غربيان پس از رنسانس و فرانسس بيكن كه در علوم طرحى نو افكنده اند ، در اين مسئله همچنان در بينش كهن ارسطوئى باقى مانده اند . و صد البته هنوز هم كه هنوز است مسئلة فرق ميان ادراك انسان و حيوان ، همچنان به طور لاينحل مانده است . زيرا آن چه درك و ادراك ناميده مىشود ، در ميان حيوانات ، مدرّج نيست تا آن ها در سلسله معين درك ، چيده شوند و گفته شود كه فلان حيوان ضعيف ترين درك را دارد و فلان حيوان ديگر قوى ترين درك را دارد . از باب مثال : الاغ در ميان ايرانيان امروزى ( بخلاف ايرانيان قديم ) به عنوان نادان ترين و بى درك ترين حيوان شناخته مىشود در حالى كه آن حيوان زلزله را پيش از وقوع مى فهمد ، دركى كه اكثريت قريب به اتفاق حيوانات و نيز انسان از آن عاجز است . هر حيوانى در يك چيزى قوى ترين درك را دارد و نسبت به چيزهاى ديگر ضعيف ترين درك را . زنبور در عسل سازى و ساختن خانه هاى شش ضلعى قوى ترين توان را دارد توانى كه انسان فاقد آن است ( كه نمى تواند بدون كلك هاى صنعتى آن را بسازد ) . اما در مواردى نادان ترين موجود است . در يك جهت دانا تر از انسان ، و در جهات ديگر نادان تر از انواع زياد حيوان .